آیا مغز انسان هک می شود؟ ( قسمت سوم)

آيا امواج مغزي واقعاً حاوي اطلاعات مفيدي هستند؟

سوال بزرگ تر در اينجاست که آيا واقعاً کسي مي تواند با مطالعه ي امواج مغزي فرد ديگري در مورد افکار و تمايلات وي اطلاعاتي کسب کند؟

به طور مثال آيا هکر ها مي توانند پسورد هاي شما را از درون مغزتان بدزدند؟ و يا سيستم هاي امنيتي مي توانند موارد مورد نياز را مستقيما از درون مغز مجرمين دريابند؟

 

افراد زيادي که اکثرا باهوش تر از من بوده اند  قبلا بخش هايي از مغز را شناسايي کرده اند که مربوط به فعاليت هايي خاصي هستند. مثلا بخش مربوط به فعاليت هاي حرکتي، بخش تصاوير، بخش قضاوت و امثال اين ها اما اين ها تنها ظاهر قضيه و لايه ي اول است.

لايه بعدي شناخت مغزي از تلاش و تحقيقاتي که طي سال ها در زمينه ي سيگنال شناسي و الگوهاي مغز صورت گرفته به دست آمده است. در حال حاضر اگر بدانيد که مي خواهيد روي چه بخشي تحقيق کنيد، ديگر لازم نيست الگوي آن را خودتان بيابيد.

اگر چه دکتر راندولف توضيح داد که به اين سادگي ها هم نيست که بتوان تمام اطلاعات مورد نياز را از طريق امواج مغزي به دست آورد.

 

محققين هنوز نميتوانند تمام اطلاعات مورد نياز را از امواج کلي مغز به دست آورند، بلکه براي به دست آوردن اطلاعاتي خاص بايد روي بخش معيني از مغز تمرکز کنند.
ما مشاهده ي امواج مغزي را وقتي فرد مشغول انجام کار خاصي  مانند تماشاي تلويزيون است شروع مي کنيم. سپس قسمت هايي از مغز که بيشترين ميزان امواج را توليد کرده اند مشخص مي کنيم. آنگاه نتيجه مي گيريم که اين بخش ها مربوط به زبان، حواس، شناخت بصري و حرکتي است. بعد تلاش مي کنيم تا به درک درستي از نحوه ي تفکر فرد در رابطه با اين بخش ها برسيم. يک نکته اينجا وجود دارد و آن اين است که تنها با مشاهده ي اين که يک قسمت مغز امواج بيشتري توليد مي کند نمي توان گفت که اين بخش دقيقا همان بخش مربوط به مثلا فعاليت هاي حرکتي است. احتمال اين امر خيلي زياد است، چون همه چيز بر مبناي صدها الگويي است که از افراد مختلف دريافت شده است. اما نمي توان با قطعيت تمام در مورد آن اظهار نظر کرد.

دکتر راندولف اينگونه توضيح مي دهد که اين کار مانند اين است که بخواهيد صداي يک فرد را در يک استاديوم پر از تماشاگر بشنويد. اگر ميکروفن را در وسط ورزشگاه قرار دهيد، تقريبا غير ممکن است که صداي او را بشنويد، اما اگر ميکروفن رو به دست او بدهيد، به وضوح صحبت هاي او را متوجه خواهيد شد.

اين مثال بسيار شبيه به وقتي است که سنسورها روي سر قرار مي گيرند. بسيار مهم است که سنسورها کجاي سر قرار دارند. همچنين واضح بودن و مقدار اطلاعاتي که ميخواهيم دريافت کنيم هم در دقت اين کار تاثير گذار است.

نتيجه ي اين مباحث اين مي شود که تکنولوژي حال حاضر نيازمند تعداد زيادي الکترود است، در واقع بيشترين تعداد الکترودي که مي توان روي سر يک فرد جاي داد. وقتي از او پرسيديم که آيا در مورد “تحقيقاتي براي خواندن امواج مغزي انسان از راه دور” چيزي مي داند يا نه، دکتر Randolph اين طور پاسخ داد که احتمالا اين تکنولوژي علاقه مندان زيادي را به سمت خود جلب کرده است.

من شکي ندارم که کساني در مورد اين قضيه تحقيق مي کنند، اما فکر مي کنم که مسئله ي اصلي در اين قضيه مدار هاي برقي هستند. با توجه به تکنولوژي امروز براي اين کار بايد حتما در نزديکي فرد مورد نظر الکترودهايي را قرار داد. و حتي به طريقي سر را لمس کرده و سنسور ها را متصل کرد. البته من چيزي در مورد تکنولوژي هاي جديدتر که نيازمند لمس پوست سر نباشند نشنيده ام.

وقتي به طور مستقيم در مورد تکنولوژي هايي که بتوانند از فاصله ي دور امواج مغزي را اسکن کنند پرسيديم، او اينطور پاسخ داد:
شما بايد با يک مهندس الکترونيک صحبت کنيد، اما با توجه به اطلاعاتي که من در اين زمينه دارم، در حال حاضر ولت متر و طيف سنج هاي مختلفي وجود دارند که مي توانيد آن ها را در دست بگيريد و بفهميد که آيا در اتاق فعاليتي الکتريکي در جريان است يا نه. اما اين ولت مترها و طيف سنج ها فقط کليت قضيه را نشان مي دهند. اگرچه شايد افزايش حساسيت و دقت اين دستگاه ها کار خارق العاده اي نباشد. در حقيقت من مي خواهم بگويم ساخت طيف سنجي با دقت بسيار بالا غير ممکن نيست. اما آيا کسي به دنبال آن است يا نه؟ من چيزي نميدانم.

 

 

اگر بخواهيم بحث خواندن افکار را خاتمه دهيم، بايد بگوييم که دانشمندان هنوز به اين مرحله نرسيده اند که بتوانند افکار يک شخص را به صورت کامل رمز گشايي کنند. براي اين کار نياز به نقشه ي کامل و دقيقي از فعاليت هاي مغزي و احساسات و افکار انسان و الگوي امواج مغز آنها است. طبق گفته هاي دکتر راندولف ما هنوز به اين مرحله نرسيده ايم و اين ها قدم بعدي هستند.

اين يک قدم بزرگ است و ما براي رسيدن به نتيجه بايد آن را برداريم. همينطور که ما به اين سمت ميرويم نياز است که فضاي ذخيره سازي و سيستم هاي پردازشي نيز قوي تر شوند. زيرا اين ها پايه و اساس ساخت يک سيستم شناخت و درک کامل مغز است. اگرچه من فکر مي کنم هنوز به اين مرحله نرسيده ايم. البته وقتي که به مرحله اي برسيم که بتوانيم از اسکن امواج مغزي يک فرد – آن هم از راه دور- اطلاعات مفيدي به دست آوريم، مشکلات آغاز مي شوند. زيرا اگر دولت ها از اين امر استفاده کنند تا افکار جامعه را تحت کنترل داشته باشند، حتما عده اي هم پيدا مي شوند که بخواهند اين سيستم ها را هک کنند.

 

ترجمه شده توسط سایت علمی نخبگان جوان  elinaaa

ویرایش اختصاصی مرجع ابداعات و اختراعات